اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س

اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س

اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س

اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س

اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س
اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س
موضوعات
آرشیو
آمار
جستجو
جدید ترین مطالب
تبلیغات
آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است رونق عشق است در دستانش از بس س

اشعار فاطمیه - نوید اسماعیل زاده 

 

عرش زیر پای او مثل حصیر افتاده است

رونق عشق است در دستانش از بس ساده است

 

نه فلک در گردش است از گردش دستاس او

اینکه دستش بر سر دنیاست فوق العاده است

 

بعد پیغمبر چه بیعت ها که نشکستند خلق

نان به نرخ روز خوردن سفره اش آماده است

 

دارد از پا در می آید بین سوز و تب ولی

باز هم در عین بیماری سر سجاده است

 

کار دل هر روز و شب اشک است در اندوه او

خوش بحالش، عشق زهرا کار دستش داده است

**

با غم و اندوه و تب هر روز خلوت می کند

یک دل سیر اشک می ریزد، عبادت می کند

 

خسته از زخم زبان ها، بیت الاحزان ساخته

از غمش هر روز با پیغمبر شکایت می کند

 

تا مبادا خدشه ای بر دین حق وارد شود

جان خود را هم شده، خرج ولایت می کند

 

یادشان رفته است او دردانه پیغمبر است؟

هر کسی از راه می آید جسارت می کند

 

هرچه باران بر زمین می بارد از اندوه اوست

مهر خود را با جهان با اشک قسمت می کند

 

جان محض است او و حتی روح سربارش شده

لاجرم روح از تن او رفع زحمت می کند

**

روضه اما می رسد با چشم های تر به در

وای از آن وقتی که زهرا می رسد آخر به در

 

طاقتش در پشت در هر بار کمتر می شود

با لگد هر بار می کوبند محکم تر به در

 

یاس تا پرپر شود آیا لگد کافی نبود

کاش می کردند فکر شعله را از سر به در

 

در نمی خواهد بگردد سمت او بر پاشنه

نیست امّیدی ولی با شعله آذر به در

 

روضه بیش از این نمی گویم، ولی نجار شهر

کاش می کوبید یک مسمار کوچک تر به در

 

بر مداری گیج می گردد جهان تا روز حشر

در هوای مدفن زهراست دنیا در به در

 

نوید اسماعیل زاده


تعداد بازديد : 87
پنجشنبه 21 اسفند 1393 ساعت: 12:10
نویسنده:
نظرات(0)
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

کد امنیتی رفرش
درباره ما
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
لینک دوستان

طراح : شیوا موزیک مترجم : قالب گراف