بــــه کسی جز توام ای دوست امیدی نَبُوَد
خــــــوشتر از وعده وصل تو نویدی نبود
جز نگاه تو که هر غمزده را تسکین است
شب حِــــــــــــــرمان مرا نور امیدی نبود
تا بکی بسته بود بــــــاب فرج مهدی جان
غیر دست تو بر این قــــــــفل کلیدی نبود
با تو هر شام بود امت مــــــا را شب قدر
بی تو بر ملت ماتم زده عیـــــــــدی نبود
خود توئی شاهد حـــــال شهدا که آنها را
غیر نــــــــام تو بلب گفت و شنیدی نبود
خانه ای نیســت که ماتمزدۀ داغی نیست
کوچه ای نیســـــت که با نام شهیدی نبود
(سید رضا مؤید)